سرنوشت قهوه در مکزیک

قهوه در مکزیک

قهوه در مکزیک : یکی از بزرگترین کشورهای تولیدکننده قهوه در جهان تا مدتها از ارکان اصلی در آمد این کشور بود مکزیک همینطور یکی از تولیدکنندگان بزرگ قهوه ارگانیک است. حدود ۶۰ درصد از قهوه دنیا در سال ۲۰۰۰ توسط مکزیک تولید شد. بیشتر قهوه در مکزیک و به خصوص قهوه ارگانیک توسط کشاورزان کوچکی در دو ایالت جنوبی مکزیک که از قضا فقیرترین آنها هم هستند یعنی اوهاکا ، و چیاپس ، تولید میشود. این دو ایالت البته به طور غیرتصادفی بزرگترین جمعیت بومی مکزیک را نیز در خود جای داده اند. قهوه در مکزیک یکی از موثرترین صادرات است. و بقای اقتصادی نیم میلیون کشاورز و خانواده هایشان به آن وابسته است.

قهوه در مکزیک -دارنیکو
قهوه در مکزیک -دارنیکو

ورود قهوه در مکزیک

قهوه تا اواخر قرن هجدهم به مکزیک راه نیافته بود. اسپانیایی ها گیاه آن را از کوبا و جمهوری دومینیکن به مکزیک آوردند . اما کشت تجاری آن زمانی شروع شد که مهاجران ایتالیایی و آلمانی که از گواتمالا و کشورهای دیگر آمریکای مرکزی به آنجا مهاجرت کردند. در سال ۱۹۷۰ میلادی زمانی که اولین گیاه قهوه در «ورا کروز» دیده شد، سالها بود که استعمار اسپانیا عمیقا در مکزیک نفوذ کرده بود. امپراطوری آزتک حدود دو قرن پیش از آن شکست خورده و ناپدیدی شده بود.

این یعنی سالها بود که قهوه و دیگر محصولات کشاورزی جای خود را به صادرات معدنی مانند طلا و نقره (و در حال حاضر نفت، بزرگترین کمک به اقتصاد مکزیک) داده بود. بر خلاف جزایر کارائیب و آنچه بعدها به «جمهوری موز» در آمریکای مرکزی معروف شد، استعمارگران اسپانیایی در برآورد و توزیع زمین کند بودند. این به جامعه کوچک کشاورزی مکزیک اجازه داد تا زمین‌هایی در دامنه کوه‌های دوردست جنوب مکزیک را بعد از پایان استعمار اسپانیا به دست بگیرند.

استقلال مکزیک

درحالی که استقلال مکزیک، بسیار به بهبود شرایط این کشور کمک کرد، اما جنگهای داخلی و بین المللی با تگزاس و تلاش آمریکا و فرانسه برای تقسیم کشور، مکزیک را از ثباتی که برای توسعه و اصلاحات اجتماعی لازم بود، تا ۷۰ سال آینده سال محروم کردند. هر چند در همین زمان کشت قهوه در مزارع مکزیک شکوفا شد.

مناقشات مرزی با گواتمالا منجر به اولین ثبت گسترده زمین در دهه ۱۸۶۰ شد. این فرآیند به گروه کوچکی از اروپاییان ثروتمند اجازه داد که زمینهایی که قبلا ثبت نشده بودند را به طور گسترده خریداری کنند و سرمایه گذاری مطمئنی برای کشت های کوتاه مدت و بلند مدت داشته باشند.

مالکیت محلی و سیاستمداران به طور آهسته شروع به اعمال فشار به کشاورزهای کوچک کردند تا زمین های خود را حفاظت کنند و پس از آن مردم بومی به عنوان کشاورزهای وابسته به زمین هایی که از پیش اشغال شده بودند به خدمت در آمدند.

 

انقلاب مکزیک و انقلاب در قهوه

تنها پس از انقلاب مکزیک بود که کشاورزان کوچک سرمایه گذاری در کشت قهوه را جدی گرفتند. دوره اصلاحات ارضی پس از انقلاب، هزاران قطعه کوچک زمین را به بومیان و کارگران اختصاص داد. قوانین کار، مثل قانون ۱۹۱۴، بسیاری از سرف ها_کارگران در خدمت کشت_ را آزاد کرد که به نوبه خود در کاشت قهوه مهارت داشتند. و این مهارت را با خود بین جوامعشان بردند.
توسعه PRI (حزب انقلابی نهادی) در اوایل قرن بیستم، بنیاد توسعه موسسه ملی قهوه در مکزیک «INMECAFE»را در سال ۱۹۷۳ گذاشت. دولت نیز به کشت قهوه توسعه یافته به عنوان سهمی ارزشمند برای اقتصاد ملی نگاه میکرد. که نه تنها به توسعه اجتماعی در بخش روستایی کمک میکند. بلکه میتواند باعث ایجاد فرصت برای سرمایه گذاری خارجی در شهرها و صنعت کشور باشد.

INMECAFE برای حمایت از کشت قهوه در میان کشاورزان کوچک توسعه داده شد. این سازمان با کشاورزان در کمک و اعتبار فنی، خریدهای تضمین شده، حمل و نقل به بازار ارائه داد و با ICA برای فروش قهوه در بازار جهانی همکاری کرد. » ICA همکاری کشورهای تولید کننده و مصرف کننده قهوه در لندن بود که برای تثبیت بازارهای قهوه فرار ایجاد شد و از طریق توافقنامه ها، سهمیه بندی ها و یارانه ها تقریبا دو دهه موفق شد.»

قهوه در مکزیک - دارنیکو
قهوه در مکزیک – دارنیکو

انفجار در صنعت قهوه

در طول این دوره، از سال ۱۹۷۳ تا سال ۱۹۹۰، با حمایت INMECAFE، تولید قهوه در حومه روستایی منفجر شد و به بالاترین حد خود رسید و در برخی مناطق تقریبا ۹۰۰ درصد افزایش یافت. با این حال، پشتیبانی دولتی به خدمات فراتر از تولید قهوه گسترش نیافت. کشاورزان در Chiapas و Oaxaca در میان حاشیه نشینان در کشور باقی مانده بودند، بدون حمایت شهرداری و یا اساسی ترین خدمات دولتی.

در این مناطق، برخی از قویترین سازمان های اجتماعی مکزیک شکوفا شدند. جنبش های زراعتی برای تقاضای توزیع بیشتر زمین، سازمان های کارگری نقش مهمی را در حمایت از حقوق کارگران و پایان دادن به بدهی ها به عهده داشتند و گروه های بومی دوباره ادعای خود را نسبت به زمین و منابع که قرن ها ساکن بودند، آغاز کردند.

افول دولت، افول قهوه

در دهه ۱۹۸۰، دولت مکزیک – به دلیل بخش عمده ای از وام های سنگین خارجی و کاهش شدید قیمت نفت – وام های خود را پیش بینی کرده بود و مجبور به مراحل ابتدایی اصلاحات نئولیبرالی شد. در طول دهه بعد، دولت مکزیک به آرامی حمایت خود را از کشاورزان قهوه و کشاورزی، و INMECAFE را قطع کرد. و این نهاد به طور کامل در سال ۱۹۸۹ سقوط کرد. این تقریبا به طور همزمان با فروپاشی ICA و رسوب سیل قهوه ارزان برزیل در بازار بین المللی همراه شد. کاهش سریع قیمت در بازار قهوه و تأثیر آن بر کشاورزان قهوه ویرانگر بود.

قهوه که در سال ۱۹۸۵، ۸۸۵ میلیون دلار صادرات کشاورزی برای مکزیک داشت، در سال ۱۹۹۱ به سرعت به ۳۷۰ میلیون دلار سقوط کرد. همچنین قیمت قهوه در مزارع نیز به سرعت کاهش یافت، اعتبار تمام شده بود و کشاورزان هیچ راهی برای فروش قهوه خود نداشتند.

 

در پایان چه شد؟

کارگزاران قهوه پیشوایان یا کویوتها به سرعت خلاء را که توسط INMECAFE ایجاد شده بود را پرکردند. از انزوا کشاورزان، عدم دسترسی به اطلاعات، اعتبار یا حمل و نقل سو استفاده میکنند. سالهای پس از آن، تعداد زیادی از مهاجرت به شهر و مهاجرت به ایالات متحده را مشاهده شد. سرنوشت تولید کنندگان قهوه کوچک مکزیکی همیشه بدون حفاظ بود. حتی قبل از رسوایی رسمی INMECAFE (فقدان حمایت دولت از فساد و بوروکراسی که سالها پیش به آن آسیب زده بود) نیاز به سازمان های مدنی برای جایگزینی حمایت دولت بود.

نقش سازمان های اجتماعی در شرایط طوفانی بی ثباتی سیاسی و اقتصادی مکزیک بی اندازه است. برای قرن ها، زمین های جمعی خانواده ها را به هم متصل می کردند و حمایت و نوآوری را فراهم می کردند؛ پس از خصوصی سازی زمین، سازمان های اجتماعی مبتنی بر ارزش های مشترک، مشاغل اقتصادی یا اجدادی آنها را جایگزین می کنند. بدون اینکه به این تنوع اهمیت بدهند.

 

ترجمه و تنظیم: دارنیکو

منبع: equalexchange.coop

این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید:

درج یک پاسخ

ایمیل شما به طور عمومی نمایش داده نمی شود